چرا آرامش می‌برد و هیجان می‌بازد؟

MIT-Polarization-Models-01-press_0
انتخابات در هر سطحی — از انتخابات ملی و محلی تا انتخابات هیأت‌مدیره یک برج مسکونی — بازتابی از پویایی‌های اجتماعی، روانی و ارتباطی میان افراد جامعه است. در چنین فرایندهایی، صرفِ داشتن برنامه یا شعار کافی نیست؛ بلکه ادراک عمومی از صلاحیت، اعتمادپذیری و ثبات هیجانی نقش تعیین‌کننده‌ای در رفتار رأی‌دهندگان دارد.
۱- یکی از مفاهیم کلیدی در علم سیاست، مشروعیت عملکردی (Performance Legitimacy) است؛ یعنی زمانی که مدیران یا حاکمان به‌واسطه‌ی کارآمدی و نتایج ملموس در ذهن رأی‌دهندگان اعتبار کسب می‌کنند. مدیران و حاکمان با سابقه‌ای از شفافیت مالی، پاسخگویی و نظم اجرایی می‌توانند نوعی سرمایه‌ی نمادین ایجاد کند. این سرمایه باعث می‌شود حتی در صورت وجود برخی انتقادها، اکثریت رأی‌دهندگان او را گزینه‌ای “قابل پیش‌بینی و مطمئن” بدانند.
۲- در روان‌شناسی تصمیم‌گیری، پدیده‌ای به نام «سوگیری ثبات» (Status Quo Bias) وجود دارد؛ به این معنا که افراد تمایل دارند وضع موجود را حفظ کنند، به‌ویژه اگر عملکرد گذشته از نظر آنان قابل قبول بوده باشد. رفتارهای آرام، متین و کنترل‌شده‌ی برخی کاندیداها در برابر هیاهوی کاندیداهای رقیب، این سوگیری را تقویت می‌کند. رأی‌دهندگان معمولاً در موقعیت‌های پرتنش، به کسی تمایل پیدا می‌کنند که آرامش، نظم و کنترل هیجانی از خود نشان می‌دهد؛ زیرا ناخودآگاه این رفتار را نشانه‌ای از شایستگی مدیریتی و بلوغ شخصیتی تعبیر می‌کنند.
۳- در نظریه‌ی ارتباطات سیاسی، مفهوم «چارچوب‌سازی» (Framing) به معنای چگونگی چارچوب‌بندی یک موقعیت است. وقتی کاندیدایی با استفاده از رفتارهای هیجانی و تحریک‌آمیز، تلاش می‌کند با برهم‌زدن نظم موجود، گفتمان غالب را از “مدیریت” به “مبارزه” تغییر دهد و با واکنش سنجیده‌ی طرف مقابل مواجه می‌شود، این چارچوب در ذهن رأی‌دهندگان شکل می‌گیرد که هیاهو نه نوعی نمایش قدرت، بلکه صورتی از بی‌ثباتی و بی‌منطقی است. در نتیجه، رأی‌دهندگان به‌صورت ناخودآگاه کاندیدای آرام و متین را در چارچوبی از تعادل، منطق و مسئولیت‌پذیری مشاهده می‌کنند.
۴- از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، سرمایه‌ی اجتماعی (Social Capital) — یعنی شبکه‌ای از اعتماد، همکاری و روابط مستمر — نقش محوری در کنش‌های جمعی دارد. وقتی کاندیدایی در طول دوره‌ی مدیریتی خود، از طریق پاسخگویی و تعامل شفاف عمل کرده است، این سرمایه را تقویت می‌کند. در مقابل، کاندیدایی که فاقد چنین شبکه‌ی اعتمادی بوده معمولا در ذهن رأی‌دهندگان، مشروعیت لازم را ندارد‌.
۵- پیروزی در هر انتخاباتی را نمی‌توان صرفاً به شانس یا محبوبیت شخصی نسبت داد، بلکه محصولی از ترکیب سه مؤلفه‌ی کلیدی است:
🔹مشروعیت ناشی از عملکرد قابل دفاع گذشته،
🔹ادراک عمومی از ثبات شخصیتی و کنترل هیجانی،
🔹سرمایه‌ی اجتماعی مبتنی بر اعتماد و شفافیت.
وقتی کاندیدایی و گروهش با تکیه‌ی بیش از حد بر هیجان، فریاد و تلاش برای بسیج احساسی رأی‌دهندگان، از اصول پایه‌ای ارتباط مؤثر و روان‌شناسی نفوذ غفلت می‌کنند، در ذهن جمعی شرکت‌کنندگان، “آرامش” معادل “اقتدار” و “هیجان” معادل “بی‌ثباتی” تعبیر می‌گردد و این همان نقطه‌ی عطف نهایی در نتیجه‌ هر انتخاباتی می‌تواند باشد.